چند شعر قدیمی

دلم میخواست
کبریتی می کشیدم
زیر تمام بیقراری ها
و دود اش را به دمی فرو می دادم





17/1/83



نه که نمی شناسمت از دور
هر چه در دور دست
تویی !



12/4/83



نگار من از بهار می آید
با گیسوانی تابستانی تر از همه جای جهان
نگار من نازنین تر از بهار و تابستان
به بی شکلی خویش می آید
به سان نسیم









۳ نظر

Anonymous گفته...
This comment has been removed by a blog administrator.
Anonymous گفته...
This comment has been removed by a blog administrator.
Anonymous گفته...

چقدر این هر سه شعرتان زیباست .برایتان ارزوی موفقیت می کنم